الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

482

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

ساخته‌ام و نه ديگرى بر من مشتبه ساخته است » ( و انّ معى لبصيرتى : ما لبّست على نفسى ، و لا لبسّ علىّ ) . در حقيقت سرچشمهء گمراهى هر كسى يكى از سه چيز است : نخست اين كه بصيرت و آگاهى كافى نسبت به كارى كه مىخواهد اقدام كند نداشته باشد و ناآگاهانه وارد معركه‌اى شود كه بر خلاف رضاى خدا و فرمان حقّ است . ديگر اين كه در عين آگاهى ، هوا و هوسها حجابى بر ديدهء حقيقت‌بين ، بيفكند و انسان را گرفتار اشتباه كند و چه بسيارند كسانى كه از گناه بودن چيزى آگاهند ولى بر اثر وسوسه‌هاى نفس و انگيزه‌هاى شيطانى ، مجوّزهايى براى خويش درست مىكنند و گاه ، آن گناه را به عنوان يك وظيفهء واجب پنداشته ، به آن آلوده مىشوند ، و به گفتهء قرآن « وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً » . « 1 » سوّم اين كه اجازه به شياطين انس و جن بدهد كه در او نفوذ كنند و حقيقت را مشتبه سازند . هيچ يك از اين سه چيز در وجود مبارك آن حضرت راه نداشت چرا كه تمام درهاى خطا و انحراف را از درون و برون به روى وسوسه‌گران بسته بود و با هوشيارى آميخته با تقوا ، حقيقت را آن چنان كه هست در مىيافت و در سايهء آن به پيش مىرفت . بعضى از شارحان « نهج البلاغه » گفته‌اند : تعبير « انّ معى لبصيرتى » اشاره به اين است كه همان بصيرتى كه با آن رسول خدا را شناختم و در تمام حوادث مهمّ عصر او ، در كنار او بودم ، همان بصيرت همچنان با من است و همچون چراغ پر فروغى فرا راه من قرار گرفته است . و اين جمله را اشاره‌اى به آيهء شريفهء قرآن مىدانند كه مىفرمايد : « قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي » ، بگو اين راه من است و من و پيروانم با بصيرت كامل مردم را به سوى خدا

--> ( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 104 .